مــن و هــم اطاقی هام
|
|
لَتَجـِدَنَّ أشَدَّ النَّاس ِعَدَوُة ً لّـلَّذِینَ ءَامَنُوا الیَهُودَ وَ الَّذِینَ أشرَ کُوا به طور مسّلم، دشمن ترین مردم نسبت به مومنان را، یهود و مشرکان خواهی یافت (سوره مائده آیه 82) لطفا با کلیک بر روی که در بالای هر پست قرار دارد به مطالب وبلاگ رای دهید.نوشته شده توسط میثم ابراهیمی | لينک ثابت | موضوع:
روز مبادا ... روز مبادا
وقتی تو نیستی نه هست های ما چونان که بایدند نه باید ها... مثل همیشه آخر حرفم و حرف آخرم را با بغض می خورم عمری است لبخند های لاغر خود را در دل ذخیره می کنم : باشد برای روز مبادا ! اما در صفحه های تقویم روزی به نام روز مبادا نیست آن روز هر چه باشد روزی شبیه دیروز روزی شبیه فردا روزی درست مثل همین روزهای ماست اما کسی چه می داند ؟ شاید امروز نیز روز مبادا باشد ! * * * وقتی تو نیستی نه هست های ما چونانکه بایدند نه باید ها... هر روز بی تو روز مبادا است ! زنده یاد قیصر امین پور... نوشته شده توسط جواد موسوی | لينک ثابت | موضوع: |
آخرین خبرها ... سلام
چیه فکر کردی می خوام آخرین خبر های ایران و جهان رو بنویسم، نه می خوام آخرین خبرهای خودم و هم اطاقی هام رو بنویسم خبر بعدی اینکه ایمان دیروز از نیشابور بهم تلفن زد و خلاصه کلی خوشحالمون کرد، فکر کنم تو پست های قبلی ننوشته بودم که ایمان تو تقسیمات به نیشابور اعزام شده ، تو پادگان سپاه نیشابور و شماره کدش هم 77 ، اگه از احوالاتش جویا باشید شکر خدا خوب و خوش بود. همین جا براش آرزوی موفقیت می کنم. از امین داداششم والا خبری ندارم و مثل اینکه همچنان کرجه امیدوارم امین هم همیشه موفق و شاد باشه فعلاً یا علی نظر یادتون نره. نوشته شده توسط میثم ابراهیمی | لينک ثابت | موضوع: |
گاهی ... یادی ... سلام شما وقتی دلتون می گیره چی کار می کنید؟ امشب کلی دلم گرفته ، یاد بچه ها افتادم ... وقتی فکرشو می کنم انگار یه خواب بود، همه چی چه زود تموم شد... مثل یه شب تا صبح ... انگار یه لحظه بود ... برای من خیلی سخته که به این زودی ها بتونم خاطرات الیگودرز رو فراموش کنم، عکس هر کدوم از بچه ها رو که نگاه می کنم یاد یه خاطره می افتم ... امشب هر چی فکر می کنم نمی تونم بفهمم برای کی دلم گرفته انگار برای خودمم دل تنگ شدم ... دلم برای خودمم تنگ شده برای همه بچه ها تنگ شده برای نیما ، امین ، ایمان ، محمد ، برای خودم ، برای رضا ، رحیم ، جواد ، محسن ، مرصاد ، مجتبی ، خشایار، امین، مهرداد، سجاد ، سهیل ، فرزاد، امیر، میلاد امشب حتی برای علی آذری بی معرفت هم دلم تنگ شده ...
نوشته شده توسط میثم ابراهیمی | لينک ثابت | موضوع: |
محرم 88 ... سلام به همه قبل از هر چیز از جواد عزیز که بالاخره تلسم رو شکست و پست ارسال کرد تشکر کنم و آرزو کنم که این روند ادامه داشته باشه. این چند وقته خط تلفنم قطع بود و نتونستم به وب سر بزنم، سه تا از عکس هایی که روزهای محرم گرفتیم رو براتون می زام ، چه فایده دوستان هیچ کدوم همکاری نمی کنند ... می بینید ما چقدر پسرهای خوبی هستیم شما رو از احوالاتمون با خبر می کنیم .. اول خودم
بعد من و جواد ( البته اینجا یه خورده نور بالا می زنیم ، نگران نشید چیزی نشد)
دوباره من و جواد ( البته هسته اولیه ما متلاشی شده و هر کدوم از بچه ها یه گوشه ای از کشور هستن اینه که من و جواد تنها موندیم)
نوشته شده توسط میثم ابراهیمی | لينک ثابت | موضوع: |
قیصر امین پور
سلام ... نمي دونم تا حالا متوجه شدين توي اين مملکت تا کسي نميره تحويلش نميگيرن !!!!!!!!!!! به قول شاعر: در حيرتم از مرام اين مردم پست اين طايفه ي زنده کش مرده پرست ... يکي از کسايي که تا بودش کسي ازش يادي نميکردنند دکتر قيصر امين پور بود يکي از شعراي بزرگ ايران بزرگ... امروز يکي از شعراشو که خودم دوسش دارم واستون ميذارم اميدوارم خوشتون بياد...
با اين همه اما با اين همه تقصير من نبود که با اين همه با اين همه اميد قبولي در امتحان سادهْ تو رد شدم
اصلاً نه تو ، نه من تقصير هيچ کس نبود از خوبي تو بود که من بد شدم نوشته شده توسط جواد موسوی | لينک ثابت | موضوع: |
بازگشت خودم ... به ابی انت و امی یا حسین .... السلام علیک یا سید الشهدا قبل از هر جیزی ایام سوگواری امام حسین سید و سرور شهدا رو به همه ی دوست داران و پیروان آن حضرت تسلیت میگم ... امیدوارم آقا با نظر لطف به همه ی ما گناهکارا نگاه کنه یه چند وقتی بود که من نبودم یعنی بودم ولی به وب سر نمیزدم چند وقت پیش اومدم یه سر به وب زدم ... چشمتون روز بد نبینه دیدم آقا میثم خاین در نبود من کودتا کرده خودش و همه کاره ی وب معرفی کرده و به من القاب زشت اعطا فرموده !!!! دیدم مصلحت نیست بیشتر از این سکوت کنم اومدم تکلیفمو با جناب جنبش السلطنه مشخص کنم که آقا این چه حرفایی که پشت سر اینجانب نوشتی ؟؟؟؟؟؟؟؟؟ آخه خدارو خوش میاد؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ قباحت داره نکن این کارارو.... بگذریم آقا که حیا نمیکنه!!!! امروز دو تن از اعضای خونمون تو الیگودرز رفتن سربازی یکی ایمان یکی هم امیر حیات پور... ایمان که افتاد نیشابور تو این چند ساعته جای خالیش خیلی حس شده اما جناب امیر خان مازاد بود یعنی هیچ جا قبولش نمیکردن ایشونم از خدا خواسته داشت پر در می اورد... اینشا الله که هر جا هستن زیر سایه ی پروردگار سلامت باشند به قول جناب حافظ: آن سفر کرده که صد قافله ی دل همره اوست هرکجا هست خدایا به سلامت دارش
اگه خدا بخواد از امشب به بعد میام وب و یه چیزایی مینویسم شما یه سری بزنید یه نظری بدید تا پوز جناب جنبش السلطنه زده شده تا دیگه قمپوز در نکنه که منم آره !!!!!!!!!!!! نوشته شده توسط جواد موسوی | لينک ثابت | موضوع: |
2 سال گذشت ... سلام به همه و تسلیت فرا رسیدن ماه محرم، ظاهراً من هر چی می نویسم برای خودم می نویسم و هیچ کس به این جزیره دور افتاده ما سر نمی زنه، حالا بماند من هر وقت میام می بینم حداقل 15 تا بازدید داشتیم حالا ما پنج تا شو می زاریم برای موتورهای جستجو بقیه که اگه خدا بخواد آدمن ولی من نمی دونم چرا دوستان کم لطفی می کنن. بگذریم. وبلاگ در پیت ما 2 ساله شد به همین سادگی، واقعاً مثل برق و باد گذشت یادمه تو فرجه های امتحانی بودم که وبلاگ رو ساختم، ماشاالله به جای خوندن درس تو اینترنت گشت می زدم ... خوب اگه این کارها رو نمی کردم که رکورد گینس جابه جا نمی شد. ![]() تو این دو سال کلی اتفاق افتاده، دیگه الیگودرز نیستیم، از بچه ها هم زیاد خبر ندارم، بی معرفت ها بعضی ها شون نه زنگی نه اس ام اسی ، ببخشید پیامکی ... خدا بده برکت هر روز هم با ایرانسل شماره عوض می کنن. قرار فردا پس فردا بریم خرم آباد امیدوارم این دو سالی رو که نتونستم محرم برم جبران بشه. راستی گفتم بچه ها یاده ایمان افتادم ... بنده خدا قرار بود یکم اعزام بشه برای خدمت، فکر کن ایمان کچل کنه .. اون موهای فشن به باد فنا می رن.
بعضی وقت ها با خودم فکر می کنم یاد الیگودرز می افتم ، کلی ناراحت می شم، حالا پیش خودمون بمونه بعضی وقتا دیگه از ناراحتی هم کمی اونطرف تر می ره. وابستگي چه زود اتفاق مي افتد وصل ممکن نیست... وعشق نوشته شده توسط میثم ابراهیمی | لينک ثابت | موضوع: |
|
|
Copyright © 1386-1388 0661.Tk , All Rights Reserved
Best Resolution : 1280*1024